حماسه و عرفان

اللّهم صلّ علی محمّد و آل محمّد و عجّل فرجهم

حماسه و عرفان

اللّهم صلّ علی محمّد و آل محمّد و عجّل فرجهم

آخرین نظرات
  • ۱۴ شهریور ۹۷، ۱۷:۳۹ - سیّد محمّد جعاوله
    طیب الله

بسم الله الرحمن الرحیم

نه حرف من، نه حرف تو، حرف خدا

مرحوم حجت الاسلام آقا شیخ محمدابراهیم آیتی قدس سرّه که علامه شهید مطهری اعلی الله مقامه از او به گوهر گران بها و عالم متّقی و دوست بسیار عزیز یاد نموده است، نقل میکند که:

در نجف اشرف میان اهل علم معروف بوده که هرکس چهل شب چهارشنبه مرتباً و بدون وقفه، به مسجد سهله برود و نماز مغرب و عشای خود را در آنجا اقامه نماید، سعادت تشرف خدمت حضرت بقیت الله الاعظم روحی و ارواح من سواه لتراب مقدمه الفداء را پیدا خواهد نمود.

یکی از اهل علم نجف، مدتی بر این امر مواظبت کرده و تلاش و کوشش نمود، اما به سعادت تشرف خدمت آن حضرت نائل نگردید.

سپس به علوم غریبه و اسرار حروف و اعداد متوسل شد و ریاضت ها کشید و چلّه ها گرفت،باز هم اثری از تشرف حاصل نشد، اما به واسطه شب زنده داری ها و ناله های سحری، صفا و نورانیّتی پیدا کرده بود و برخی از اوقات، جذبه ای به او دست میداد و حقایقی را میدید و دقایقی را میشنید.

در یکی از همین حالات بارقه عنایت الهی بدرقه راهش شده بود، ندایی را شنید که به او گفتند:

دیدن تو و شرفیابی خدمت امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف میسّر نخواهد شد، مگر آنکه به فلان شهر سفر کنی.

هر چند چنین سفری برایش مشکل و سخت بود، اما شوق دیدار و ملاقات، آن را برایش آسان کرد و به سمت آن شهر حرکت نمود و پس از چند روز که به آن شهر رسید، به ریاضات و اربعین گیری مشغول شد.

هنوز اربعین گیریش تمام نشده بود که به او گفتند:

الان حضرت بقیه الله، امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف در بازار آهنگرها، درِ دکّان پیرمردی قفل ساز نشسته است؛ هم اکنون برخیز و به محضرش شرفیاب شو.

بلند شد و به همان شکلی که دیده بود، راه را طی کرد و بر در دکّان پیرمرد قفل ساز رسید و مشاهده کرد که حضرت امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف آنجا نشسته اند و با پیرمرد قفل ساز گرم گرفته و سخنان محبت آمیزی میگویند.

سلام کرد و حضرت جواب فرمود و اشاره به سکوت کردند که اکنون سِیری است که باید تماشا کنی.

در این حال بود که پیرزنی ناتوان و قد خمیده، عصا زنان و با دستان ارزان، به درب مغازه پیرمرد آمد و قفلی را نشان داد و گفت:

من به سه شاهی پول احتیاج دارم، آیا ممکن است برای خدا این قفل را به مبلغ سه شاهی از من خریداری کنید؟

پیرمرد قفل ساز، قفل را نگاه کرد و دید قفلی بی عیب و سالم است، گفت:

ای خواهر من، این قفل دو عباسی ارزش دار، زیرا پول کلید آن بیش از ده دینار نمیباشد، شما اگر ده دینار به من بدهی، من کلید این قفل را میسازم و ده شاهی قیمت آن خواهد بود، پیرزن گفت:

مرا بدان نیازی نیست، من به پول آن نیازمندم، شما این قفل را سه شاهی از من بخرید، من شما را دعا میکنم.

پیرمرد قفل ساز با کمال سادگی گفت:

خواهرم تو مسلمان و من هم دعوی مسلمانی دارم؛ چرا مال مسلمان را ارزان بخرم و حق کسی را تضییع کنم.

این قفل در حال حاضر هشت شاهی رزش دارد. من اگر بخواهم منفعت ببرم، آن را به هفت شاهی خریداری میکنم، زیرا دو عباسی معامله، بی انصافی است بیش از یک شاهی منفعت بردن؛ اگر میخواهی بفروش، من هفت شاهی میخرم و باز تکرار میکنم که قیمت واقعی آن دو عباسی است، من چون کاسب هستم و باید نفع ببرم، یک شاهی ارزان خریده ام.

پیرزن که برایش باورکردنی نبود، و هیچ کس حاضر نشده بود که قفل او را سه شاهی بخرد، قفل را به پیرمرد قفل ساز داد و هفت شاهی گرفت و بازگشت.

در این هنگام حضرت صاحب روحی و ارواح من سواه فداه رو به آن مرد عالم کرد و فرمود:

آقای عزیز دیدی و سیر را تماشا کردی؛ این طور باشید و این جوری بشوید تا ما به سراغ شما بیاییم، چله نشینی لازم نیست؛ به جفر متوسل شدن سودی ندارد، ریاضیات و سفرها رفتن احتیاج نیست؛عمل نشان دهید و مسلمان باشید تا من بتوانم با شما همکاری کنم؛ از همه این شهر، من این پیر مرد را انتخاب کرده ام، زیرا این پیرمرد، دین دارد و خدا را میشنسد،این هم امتحانی که داد، از اول بازار این پیرزن عرض حاجت کرد و چون او را محتاج و نیازمند دیدند، همه در مقام آن بودند که ارزان بخرند و هیچ کس، حتی سه شاهی نیز خریداری نکرد و این پیرمرد به هفت شاهی خرید، هفته ای بر او نمیگذرد، مگر آنکه من به سراغ او می آیم و از او تفقّد میکنم.

منبع: کتاب سلوک با همسر؛ صفحه 166 الی 169.

جهت تهیه و سفارش خرید کتاب بر روی نشانه زیر ضربه بزنید.


نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی